۱
 
یادداشت/
چرا تقاضای نفت کاهش و عرضه آن افزایش یافته است؟
تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۳ ساعت ۱۷:۴۷
اما حال دو سؤال پیش می‌آید. نخست اینکه چرا تقاضا کاهش یافته است و دوم اینکه چرا عرضه افزایش یافته است؟
Share/Save/Bookmark
 
شبکه خبر دانشجویان البرز(اسنا)؛اگر به صورت بنیادی به دنبال پاسخ چرایی کاهش قیمت نفت باشیم باید عوامل متعددی را در حوزه‌های مختلف مورد نقد و بررسی قرار دهیم.
قطعاً مهم‌ترین سازوکار در نوسان قیمت نفت بحث عرضه و تقاضا می‌باشد. اما حال دو سؤال پیش می‌آید. نخست اینکه چرا تقاضا کاهش یافته است و دوم اینکه چرا عرضه افزایش یافته است؟
در پاسخ به هردو سؤال می‌توانیم از عوامل موثر سیاسی، اقتصادی، فنی و اجتماعی نام ببریم.
در مورد کاهش تقاضا، با رجوع به وضع اقتصادهای بزرگ جهان نظیر چین و آمریکا، می‌توان دریافت که در ماه‌های اخیر رشد اقتصادی این دو کشور به شدت کاهش یافته است و به طبع نیاز به واردات مواد اولیه خام که از مهم‌ترین آن می‌توان به نفت اشاره کرد، کمتر شده است. در واقع کاهش تولید در چین تا حدودی بر این بحران تأثیرگذار بوده است. در آمریکا که علاوه بر کاهش رشد اقتصادی افزایش نفت شیرین ITW تأثیری انکارناپذیر بر واردات نفت خام که البته به صور عمده از آفریقا و عربستان تأمین می‌شد، دارد.
به علاوه رشد و بست تکنولوژی FHSMH در آلاسکا و کانادا که فصلی نو در استخراج نفت رسی به وسیله حفاری افقی هیدرولیکی پدید آورده است، و منابعی عظیم از نفت را که قبلاً در دسترس نبود، قابل‌استخراج کرده است، از عواملی است که از سوی آمریکا باعث کاهش تقاضا نفت به بازارهای خارجی شده است.

در مورد عرضه اما موضوع پیچیده‌تر است. از طرفی عربستان سعودی هرچند به ظاهر اما اعلام کرده است با افزایش عرضه در فاز اول، و حفظ ظرفیت تولید در فاز ثانویه، سعی دارد شرکت‌های تولیدکننده نفت رسی را که هزینه تولید آن به طور قابی ملاحظه‌ای بیشتر از نفت معمولی است، از میان به در کند.

بهبود نسبی اوضاع تولید نفت در عراق و لیبی که البته با توجه به اوضاع داخلی بسیار شکننده است، از جمله عوامل تعیین‌کننده مهم در افزایش عرضه نفت بدون تقاضا می‌باشد. به طور مثال در مورد عراق حتی با وجود درگیری داخلی، طبق پیش‌بینی‌های کارشناسان نفتی تا سال ۲۰۳۵ تولید نفت عراق بیش از ۱۰ میلیون بشکه در روز خواهد بود که این بیش از تولید فعلی عربستان است. یا در مورد لیبی، هرچند که تولید نفت این کشور به دلیل تحولات پیچیده در میدان جنگ قدرت، به زیر ۱ میلیون بشکه در روز رسیده است، اما پیش‌بینی می‌شود تولید نفت تا ۵/۶ میلیون بشکه در روز افزایش یابد.

اما نمی‌توان نقش اختلاف‌های سیاسی را در کاهش قیمت نفت نادیده گرفت. از طرفی می‌دانیم که کاهش قیمت نفت اهرمی نیرومند برای تحت فشار قرار دادن جمهوری اسلامی ایران در بحث مذاکرات هسته‌ای می‌باشد و آمریکا و متحدانش و البته به طور مشخص ارتجاع عرب به رهبری ریاض که پیش‌تر نیز با عبارت «سر افعی را قطع کنید» از آمریکا در خواست حمله نظامی به ایران را کرده بود، سعی در به چالش کشیدن اقتصاد ایران و امتیاز گیری از آن را دارند. به علاوه با توجه به اوضاع نابسامان اوکراین و درگیری شرق و غرب این کشور که با دخالت ناتو و روسیه رنگ و بوی جنگ سرد را به خود گرفته است، این کلاف سر در گم را پیچیده‌تر کرده است. چنان که امریکا قصد دارد با اجرای مدل «تحریم های فلج کننده» روسیه را تحت فشار بگذارد و در این بین قطعاً از ضربه زدن به صنعت نفت روسیه چشم‌پوشی نخواهد کرد.

اما همان طور که می‌دانیم متأسفانه گروه تروریستی داعش به برخی از منابع نفتی عراق و سوریه مسلط شده است و با فروش ارزان‌قیمت نفت علاوه بر غارت بانک‌ها، به منبع مالی عظیمی دست پیدا کرده است. شاید در حالت بسیار آرمانی برخی از کشورهای جهان برای ضربه زدن به داعش تصمیم به کاهش شدید قیمت نفت گرفته‌اند که البته این نیز فرضیه‌ای محتمل است.

اما شاید دکتر محمود هوشمند فرضیه جالبی را در مورد دلیل کاهش قیمت نفت ارائه می دهد. بر طبق تحقیق ایشان بر رابطه دلار آمریکا و قیمت نفت در جهان، باید این نکته را مد نظر قرارداد که نفت و دلار دو دارایی جایگزین هستند که بالانس ارزش این دو دارایی در سبد اقتصادی دول غربی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است می‌دانیم ارزش دلار آمریکا به عنوان پول فراگیر جهانی در سال‌های اخیر به شدت کاهش یافته است و مثلاً کاهش ۱۰% قیمت نفت افزایش %۸/۱ ارزش دلار را در پی خواهد داشت. بعید نیست یکی از اهداف پنهان کاهش قیمت نفت بهبود ارزش از دست رفته دلار باشد.

مسئله مهم دیگر ارتباط قیمت نفت با اقتصاد ایران است. با این که گفته می‌شود وابستگی اقتصاد ایران به درآمدهای نفتی کمتر خواهد شد، اما باید گفت این سخن رئیس‌جمهور که «کاهش قیمت نفت چندان مهم نیست» خلاف واقع است در واقع حقوقدان یا اشتباه می‌کند یا قصد جوسازی دارد. چرا که می‌دانیم علاوه بر وابستگی مستقیم درصدی از بودجه کشور به درآمدهای نفتی، تخصیص ارز دولتی به اقلام وارداتی( قلوه‌سنگ، مازراتی،پورشه،زین اسب،شکر و...) همه از دلارهای نفتی صورت می‌پذیرد.

به علاوه بسیاری از صنایع وابستگی شدیدی به نفت و محصولات نفتی دارد که در پی کاهش قیمت نفت باید منتظر کاهش پرداخت مالیات به دولت باشم. از طرف دیگر با کاهش ذخایر ارزی ایران دولت باید از صندوق ذخیره ملی برداشت کند که این‌ها افزایش قیمت ارز و تورم را در پی خواهد داشت.
به نظر می‌رسد باید به فرمایشات مقام عظمای ولایت رجعت شود و با عزم راسخ و اتحاد ملی به سمت قطع صد درصدی اقتصاد ملی از نفت گام برداریم.


علی حاج اسماعیلی
کد مطلب: 6095