۰
 
می‌گویم تا نگویند نگفتی!
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۲ ساعت ۱۳:۱۸
مسئله‌ای که 30 سال است از دید شورای عالی انقلاب فرهنگی پنهان مانده...
Share/Save/Bookmark
 
حامد حسن زاده؛ از دوران کودکی به خاطر داریم که در کتاب های علوم اجتماعی مان نوشته شده بود نیازهای اساسی انسان سه چیز است: خوراک، پوشاک و مسکن. این عبارت بارها و بارها در طول سال های ابتدایی و راهنمایی و دبیرستانمان در کتب مذکور به کار برده می شد.

اما امروز می دانیم که این تقسیم بندی شاید احتیاج به نوعی بازنگری داشته باشد. شاید این سه کالای ذکر شده در تقسیم بندی های دیگری نیز قرار بگیرند. عرضم به طور خاص در مسئله پوشاک است. شاید بتوان گفت پوشاک سوای از این که در کنار خوراک و مسکن و به عنوان یک کالا و نیاز مادی برای انسان به شمار رود، یک کالای فرهنگی است. از این حیث پوشاک بیش از آنکه بخواهد در کنار خوراک و مسکن قرار گیرد، باید در کنار کتاب، فیلم، تئاتر، موسیقی و ... قرارگیرد.

طی سه گام این مسئله را اثبات خواهم کرد.

۱- یک انسان به طور کلی بیشتر ساعات روز خود را در حالی می گذراند که با دیگران ارتباط برقرار می کند. ساعاتی را در ارتباط با انسان ها، ساعاتی را در ارتباط با رسانه های جمعی و ساعاتی را هم برای ارتباط باخدا می گذراند. از این حیث ارتباط مقوله ی بسیار مهمی برای هر انسان به شمار می رود. این مسئله به گونه ای است که دیده می شود انسانی که یکی از اندام های ارتباطی(چشم، گوش، زبان، لامسه، بویایی) را ندارد به گونه ای زندگی او مختل می شود. چرا چون نمی تواند به طور کامل با دیگران ارتباط برقرار کند.

۲- از دیگر سو گفته می شود که ارتباط و تاثیر لازم و ملزوم یکدیگرند. یعنی هر تاثیرگذاری بر شخص ثالثی لزوماً با برقراری ارتباط با وی است که محقق می شود؛ همچنین هر گاه ارتباطی میان شما و شخص ثالثی برقرار شود؛ وی لزوماً از شما تاثیر می گیرد و شما نیز بر وی تاثیر می گذارید.

رُی.ام.برکو در کتاب «مدیریت ارتباطات» در این باره می نویسد: فرهنگ پدیده ای ارتباطی است؛ زیرا از طریق فرایند ارتباط مبادله می شود؛ به صورت کتبی و شفاهی، کلامی یا غیرکلامی.

۳- باید دانست که کالاهای فرهنگی به طور کلی کالاهایی هستند که در سایه سار ارتباطی که با مخاطبین برقرار می کنند، بر وی تاثیر فرهنگی می گذارند. حالا این فرهنگ می تواند سازنده باشد یا کاهنده.

مخاطب با خواندن کتاب، تماشای فیلم، گوش کردن به نوای موسیقی و ... با آن محصول ارتباط برقرار کرده و از آن تاثیر می پذیرد.

این کالاهای فرهنگی معمولاً به واسطه ی حس دیداری (چشم انسان) با انسان رابطه برقرار کرده و وی را تحت تاثیر خود قرار می دهند؛ تاثیری که از «نگاه کردن و دیدن» بر انسان گذاشته می شود؛ از شنیدن و لمس کردن و ... عاید وی نمی شود.

از سه بند بالا نتیجه می گیریم که لباس نیز یک کالای فرهنگی است. چرا که لباس هایی که افراد جامعه و یا حتی عده ی معدودی از افراد جامعه آن را می پوشند، در معرض دید سایرین قرار می گیرد. سایرین در حقیقت با نگاه کردن به مدل لباس این افراد با آنها ارتباط برقرار می کنند و تاثیر می پذیرند. از این منظر، لباسی که ما می پوشیم و با آن در مکان های عمومی ظاهر می شویم، نوعی رسانه به شمار می رود. نوعی کالای فرهنگی است همانند فیلم و کتاب و ...

اما سوال اینجاست که آیا ما در کشورمان برای این کالای فرهنگی و این رسانه ی تاثیرگذار هیچ قانون و ممیزی ای داریم؟ پاسخ منفی است! تنها یک ماده قانون در باب تهیه ی لباس در متن قوانین موجود است! حال آن که در حوزه ی تهیه ی کتاب، موسیقی، فیلم، مطبوعات و... قوانین جداگانه ای موجود است. و این مسئله بسیار عجیب است! گویا مسئولین محترم در این سه دهه هیچ گاه به این مسئله فکر نکرده اند! نتیجه ی این فکر نکردن این است که هر تولیدیِ لباس می تواند هر نوع لباسی را که بخواهد، بدون این که کسی بفهمد و صدایی از جایی دربیاید بدوزد و در تعداد بالا وارد بازار کند. عده ای آن لباس را بخرند و بپوشند و در معابر عمومی ظاهر شوند و بر سایر مردم تاثیرگذاری کنند. نتیجه آن که پوشیدن این لباس ترویج شود ولو آنکه آن لباس، لباس خوبی نباشد و فرهنگ بدی را در جامعه باب کند. وقتی این لباس ترویج شد، آنگاه وقت آن است که کاسه ی چه کنم چه کنم به دست بگیریم و با عجله و بدون برنامه، بودجه هایی برای تبلیغ و ترویج حجاب و عفاف اختصاص بدهیم.

اما چه کسی پاسخگوست؟

پرواضح است که مهمترین نهاد قانونگذار در حوزه فرهنگ، شورای عالی انقلاب فرهنگی است، اما دلیل این که چرا تا به حال به این مسئله نپرداخته اند جای بسی سوال است. جالب تر آنجاست که افرادی نظیر دکتر حدادعادل که در حوزه لباس و پوشاک تألیفاتی نیز داشته و صاحبنظر بوده اند، امروز جزو ترکیب شورای عالی انقلاب فرهنگی هستند، اما...
کد مطلب: 4830